على ابو الحسنى ( منذر )

132

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )

كلمهء حقهء اسلاميه است » - « وظيفهء رؤساء ملت » يعنى علماى بزرگ بلاد دانسته و آنان را مكلّف به زمينه‌چينى « و تهيهء اسباب اين مطلب مهم . . . و جليل » كه « از اهمّ امور شرعيه » است ، مىشمرده است . نامهء سيد را باهم مىخوانيم : بسم اللّه الرحمن الرحيم عرض مىشود : از حضرت اقدس متعال و خالق لا يزال « 1 » جلّ شأنه العزيز دوام عزت و مزيد توفيق و سعادت آن جناب را مسئلت مىنمايد . اميد آنكه همواره خاطر شريف از انواع مكاره و ناملايمات مصون ، و به مواهب خاصهء حضرت واهب العطيّات ، مقرون باد . پيوسته در اين زاويهء مقدسهء مرتضويه على مشرّفها آلاف السّلام و التحيّة متذكر آن جناب ، و از شرح حالات كما ينبغى بىاطلاع ، و بهتر وسيلهء اظهار تذكر خود را اين دانسته كه جناب مستطاب زبدة الفضلاء الاعلام ، مجمع الكمالات و الفضايل ، آقاى حاجى سيد محمد على اصفهانى ملقب به داعى الاسلام ايّده اللّه تعالى اين اوقات به آن حدود آمده و از قرار مسموع در اثبات عقايد حقهء اسلاميه كه مطابق عقول سليمه و فطرت مستقيمه است مهارت دارند . چنانچه چندى در اصفهان مجلسى منعقد و به دعوت اسلام مشغول بوده‌اند و قواعد مشيّدهء اين دين را كه موجب صلاح و فلاح دارين و دفع مفاسد نشأتين است گوشزد ضعفاء « 2 » مىنموده‌اند ، لهذا به اين لقب شريف مفتخر شده‌اند ، چنانچه فى الواقع در آن حدود به اين خدمت بزرگ كه وظيفهء رؤساء ملت است قيام نمايند توجه و طرفدارى ايشان بر هركسى لازم ، و نعمت وجود ايشان مغتنم [ است ] ، خاصه بر امثال آن جناب ، كه به خلوص نيّت منشأ خيرات جاريه مىباشيد ، سعايت در اين‌گونه امور كه فوائد و نتايج حسنهء آن عايد نوع [ مسلمانان ] و باعث اعلاء كلمهء حقهء اسلاميه است اقدام و اهتمام [ نموده ] و در اعداد و تهيهء اسباب اين مطلب مهم كه متوقف بر آن است و از اهمّ امور شرعيه است ان شاء اللّه تعالى اقدام در اين امر جليل فرموده ، مباشرتا « 3 » و تسبيبا « 4 » اسباب دعوت ايشان را فراهم نماييد كه موجب اجر جزيل و مرضىّ خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله خواهد بود و از كيفيت حالات و بشارت سلامتى ، قرين استحضارم داريد . و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته . الاحقر محمد كاظم الطباطبائى . سيد ، درد دفاع خالصانه از شرع و پاسدارى از حريم روحانيت را داشت و

--> ( 1 ) . ابدى . ( 2 ) . افراد ضعيف الاعتقاد و سست‌دين . ( 3 ) . در اصل : مباشرة . ( 4 ) . يعنى شخصا يا مع الواسطه .